الفيض الكاشاني
765
كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى )
هر كه رو سوى تو دارد سوى ديگر رو نيارد * هر كه را شادى ميسر كى خورد غم يا بمويد ذوق ذكرت هر كه دارد ذكر غيرش كى گوارد * كام شيرين از حديثت حرف ديگر كى بگويد فيض دارد با تو سرّى زان سبب پيوسته بى خود * جز حديث تو نگويد غير راه تو نپويد ( 321 ) حق عارفان از چمن قدس چو بوى تو كشند * خويش را بى خود « 1 » و سرمست به كوى تو كشند چون به خورشيد فتد چشم حقايقبينان * برقع چشمهء خورشيد ز روى تو كشند خستگانت به درون ظلمات ار گذرند * هر طرف دست بيازند كه موى تو كشند عاشقان با جگر سوخته و چشم پرآب * تشنهء آب حياتى كه ز جوى تو كشند هر چه بينند جمال تو درو « 2 » مىبينند * صورت و معنى هر چيز بسوى تو كشند سرو را در نظر آرند به ياد قد تو * گرد گلزار برآيند « 3 » كه بوى تو كشند هر ثنا هر كه كند در حق هر كس همه را * به له الملك و له الحمد بسوى تو كشند
--> ( 1 ) - چ پ ، چ ش : بىخرد . ( 2 ) - چ پ ، چ ش ، عق ، جنگ قديم : در آن . ( 3 ) - چ پ ، چ ش : برآنند .